تبلیغات
آواز مشرقی - یک سال
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393
نظرات
یک سال گذشت . یک سال از سرد شدن دستانت گذشت . یک سال از خاکی شدن رنگ نگاهت گذشت . یک سال از کمرنگ شدن صدای خنده هایت در گوش زمان گذشت .
یک سال گذشت . یک سال از سپردن تن نحیفت در دست خاک گذشت . با خود می گفتم تمام شد . دردهایت تمام شد . دلتنگی های بی امانت برای مادر تمام شد . حالا برای همیشه خواهی خندید . حال هیچ کس نمی تواند با زبان زخمی بر تن نازنینت بزند . اما یادم آمد خودت هم مادر بودی عزیزم . حال بیشتر دلتنگ خواهی شد برای یادگاری زیبایت . دلت بیشتر تنگ می شود برای دختری که هر روز بیشتر شبیه تو می شود . بیشتر رنگ تو را می گیرد . بیشتر بوی تو را می دهد .
دلمان برایت تنگ شده .


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
sun سه شنبه 1 مهر 1393 09:11 ب.ظ
چقدر زود میگذره...
آواز مشرقی پاسخ داد:
خیلی زود
سعیده سه شنبه 27 خرداد 1393 09:42 ب.ظ
آواز مشرقی پاسخ داد:
شیرین دوشنبه 19 خرداد 1393 05:23 ب.ظ
بغض گلومو چنان فشار میده که حرفم نمیاد. فقط بای بگم درکت میکنم و چه خوب که یه یادگاری ازش دارید که هر روز داره شبیه خودش میشه... خدا صبرتون بده
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنونم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی