تبلیغات
آواز مشرقی - درخت
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : سه شنبه 11 تیر 1392
نظرات
  04713014454249081754.jpg

جادوگر سپید امشب هم در آسمان دامن گسترانیده است . تا در تنهاوش خاموش درخت سهیم باشد . تا باز با درخت سخن بگوید . تا او را به بهار در راه امیدوار سازد . تا او را به یاد شکوفه های در راه بیاندازد . اما درخت دست از فریاد سکوت خود نمی شوید . و نگاه خیره اش از جاده سرد و بی انتها باز نمی گرداند . و هنوز منتظر مسافر خسته ی راه در کنار جاده ایستاده است . صدای رود گوش درخت را پر کرده است و جاری بودن را به او یادآور می شود . اما درخت خسته ی انتظار به پای جاده ایستاده و جاری بودن را در نگاهش به پای جاده گذاشته است . به یاد ندارد که شکوفه ها چه رنگی دارند و بهار چه بویی را با خود می آورد .

 بهار او چند صباحی بود که پاییز را مهمان دل درخت کرده و خود با جاده همراه شده بود . و او هنوز به یاد روزگار بهاری اش به پای جاده ی بی انتها نفس می کشد و امید به روز بازگشت مسافر خود دارد . و سکوت او فریاد بلند انتظار را سر می دهد .



مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sun پنجشنبه 13 تیر 1392 12:43 ق.ظ
سختی همون چیزیه که برای هر کس تعریفی داره اما قابل انکار نیست
آواز مشرقی پاسخ داد:
آره قابل انکار نیست .
همون طور که خیس شدن پلک ها هم قابل انکار نیست . همون طوری که لبخند قابل انکار نیست .
Sun چهارشنبه 12 تیر 1392 12:49 ب.ظ
یادته می گفتم نوشته هات مملو از الهامات طبیعته؟! (چند سال پیشو میگم که خودت برام می خوندیشون)
حالا گستره نوشته هات وسیع تر شده. اما این نوشته ت هم انعکاس طبیعت رو داشت با یه تفاوت!
با این تفاوت که به قول آنتوان دوسنت اگزوپری آدم بزرگونه تر شده!
نشون میده در قیاس به گذشته الآن بیشتر سختی کشیدی...
کاملا معلومه
آواز مشرقی پاسخ داد:
الان بزرگتر شدم .
سختی ؟!!! تا سختی رو چی معنا کنی .
طبیعت همیشه بهم الهام میده . چون من از طبیعتم و به همین طبیعت بر می گردم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی