تبلیغات
آواز مشرقی - من و زندگی (4)
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : شنبه 22 تیر 1392
نظرات



28419809552304767857.jpg

من و زندگی گاهی به دوری فکر می کنیم . گاهی به جدایی فکر می کنیم . گاهی احساس می کنم شاید بهتر باشد من و زندگی برای زمانی حتی کم از هم جدا شویم . ولی می دانم نمی توانیم . حداقل الان نمی توانیم . چون تنهایی را نمی توانیم دیگر تحمل کنیم . من و زندگی قبل از با هم بودن تنها بودیم و دور بودیم از هم و با هم می جنگیدیم گاهی با هم . ولی حالا درک کردیم همدیگر را . حالا می فهمیم نگاه هایمان را . زبان همدیگر را بهتر می فهمیم . من و زندگی با هم کنار آمده ایم . با هم غرق می شویم و نجات می دهیم همدیگر را . به صدای ساز هم رقصیده ایم . فراگرفته ایم تک تک نفس هایمان را .گاهی تلخ می شویم و به هم سخت می گیریم ولی باز به هم برمی گردیم . به با هم بودن برمی گردیم . به تنهایی با هم بر می گردیم . 


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پسر خاله شنبه 5 مرداد 1392 02:38 ب.ظ
ببخشىد در کامنت قبلى اسمم را ىادم رفت اسم من پسرخاله. است .که اىن ساىت. را خىلى دوست داره
آواز مشرقی پاسخ داد:
لطف داری .
شنبه 5 مرداد 1392 02:35 ب.ظ
چه زىبا بود. گاهى زندگى موافق مىل ماست وگاهى خلاف مىل ما پس باىد با زندگى راه راه بىایىم. ودر همىن مسىر پىر شوىم
Sun یکشنبه 23 تیر 1392 01:14 ق.ظ
نمی دونم چی بگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی