تبلیغات
آواز مشرقی - فراموشی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : سه شنبه 15 مرداد 1392
نظرات

تنهایی ها را نمی شود دور کرد . آرزو ها را نمی شود از یاد برد . ولی می شود خود را به فراموشی زد . می شود انکار کرد نگاه های بی پایان را . می شود دور ساخت از ذهن خاطرات را . می شود آیا احساس را از قلب جدا ساخت ؟

ساز می زنم . اشک می ریزم . از یاد می برم صدای سازم را . خیس می شود تن نحیفش و آرام می گیرد . بهانه می خواهد . احساس می خواهد . دلیل نیاز دارد . بی دلیل صدایش آواز نمی شود . ساز من است دیگر .

زمان زیادی است به شمارش تقویم . زمان زیادی است که صدایش را فراموش کرده است . دستانم حسی ندارند که بر روی سیم هایش بخوابد . با من هم قهر کرده . شاید چون او بهانه ای بود برای احساسم . شاید چون او هم فهمید که او را فقط برای وجود دیگری می خواستم . شاید فهمید که می خواستم با صدایش به قلب دیگری آرامش بخشم .

ولی حالا نه من بهانه ای برای در دست گرفتنش دارم نه او برای آواز خواندنش . شاید سرد شده ام و تلخ که مرا با تمام تمنایم برای خواندنش نمی پذیرد . او دلیل می خواهد برای نرم شدن سیم هایش ولی من دلیلی برای لطیف شدن صدایم ندارم .


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پسرخاله یکشنبه 27 مرداد 1392 03:30 ب.ظ
درجواب بنده خدا سعىده خانم.
درحالت دوم هم خدا با ما هست پس نتىجه مىگىرىم که انسان کهکمىاب شده هىچ وقت تنها نىست. در ضمن من ازلحاظ علم ادبىات گفتم
سعیده پنجشنبه 17 مرداد 1392 02:44 ب.ظ
در جواب پسر خاله:
خیلی وقت ها میشه که در اوج تنهایی احساس میکنی که تنها نیستی چون هم خودت رو داری و هم خدا رو
اما خیلی وقت های دیگه در اوج با همه بودن احساس می کنی که تنهایی
این نوع تنهایی از نوع اول بدتره
چهارشنبه 16 مرداد 1392 04:24 ب.ظ
به نظر من امکان پذىر نىست مثل اىن است که ىک چىز هم تلخ باشه وهم شىرىن. که به اىن در علم ادبىات پارودکس مىگوىند
آواز مشرقی پاسخ داد:
پارادوکس وجودش رو نقض نمی کنه . فقط تناقضش رو بیان می کنه .
Sun چهارشنبه 16 مرداد 1392 02:08 ب.ظ
این روزها همه باید به سوال چرا تلخ می نویسی پاسخ دهند؛ شما چطور؟!
آواز مشرقی پاسخ داد:
شما چطور ؟! :))
Sun چهارشنبه 16 مرداد 1392 02:07 ب.ظ
تو پست قبلیم؛ حسی=حسابی!
کلاس میری؟!
نه دیگه دعوات نمیکنم به شرط اینکه یه روزی برام بزنی
آواز مشرقی پاسخ داد:
الان نه . ولی دارم دنبال یه استاد خوب می گردم .
باشه . هر وقت تونستم اون قطعه ای رو که خیلی دوست دارم بزنم .
پسر خاله چهارشنبه 16 مرداد 1392 12:33 ب.ظ
پارودکس داره مگر مىشه هم تنها بود هم تنها نبود
آواز مشرقی پاسخ داد:
Si , es posible .
Sun چهارشنبه 16 مرداد 1392 12:30 ق.ظ
چه سازی؟
و از کی؟
می خوام ببینم اگه اون موقع ها هم میزدی و نگفتی یه دعوای حسی بهم بدهکار بشی!
آواز مشرقی پاسخ داد:
ویولن . یکی دوساله .
حالا باید دعوام کنی ؟
Sun چهارشنبه 16 مرداد 1392 12:29 ق.ظ
این روزها همه تلخ می نویسن! شما چطور؟!
آواز مشرقی پاسخ داد:
ما که زیاد . شما چطور ؟ :))
پسرخاله سه شنبه 15 مرداد 1392 10:49 ب.ظ
شما واقعا تنهاىى? من اطمىنان کامل دارم که تنها نىستى? ولى خىلى تلخ مىنوىسى!!!!
آواز مشرقی پاسخ داد:
من تنها نیستم ؟ تنها هستم ؟!!
همش تلخ نیست . ولی آره قبول دارم بعضی هاش تلخه . همه ی نوشته هام حسی اند . یک دفعه به سراغم میان و من فقط روی کاغذ میارمشون .
حسه دیگه .
Sun سه شنبه 15 مرداد 1392 05:12 ب.ظ
واقعا ساز می زنی؟!
آواز مشرقی پاسخ داد:
از دو ماه پیش بهش دست نزدم .
البته اونقدر ها هم خوب نیستم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی