تبلیغات
آواز مشرقی - من و زندگی (9)
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : سه شنبه 5 شهریور 1392
نظرات


آپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس


یک چند روزی است زندگی را کم میبینم . کمتر سراغم را می گیرد . زندگی است دیگر ، سرش شلوغ است . درگیری هایش زیاد است . دیگر وقت زیادی ندارد .

شاید تقصیر من است . شاید تقصیر من است که آن روزهایی که پشت در اتاقم می نشست و از زندگی می گفت . از امید می گفت . از من ، از خودش می گفت ، باور نکردمش . اشک هایم را از او پنهان کردم و خیال کردم مرا همیشه برای لبخندهایم می خواهد و اشک هایم باید تنها برای خودم باشد . باور نکردم وقتی گفت : بدون من اشک نریز . باور نکردم وقتی گفت : دیدن اشک هایت تلخ است ولی تنهایی اشک ریختن تو تلخ تر .

دیگر سر به سرم نمی گذارد . با من قهر کرده .

دلم برای صدای قدم هایش تنگ شده است . 


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sun چهارشنبه 6 شهریور 1392 06:20 ب.ظ
تو سرت شلوغ شده و درگیری هات زیاد شده
زندگی همیشه وقتش آزاده...
آواز مشرقی پاسخ داد:
:) آره راست میگی منم که درگیری هام زیاد شده .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی