تبلیغات
آواز مشرقی - نیایش واره ها (5)
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392
نظرات
(9)

بر تخته سنگ می نشینم
در روشنی آب خیره می شوم
تو از کجا می آیی
آوازهای آبی تو بومی نیست
این لهجه ملایمتی است
که از خلا می وزد
آه ای رود شوریده !
آوازهایت را یادم بده
نزدیک است
سنگ بمیرم


(10)

چراغی می افروزم

پیراهن شب آتش می گیرد

اما

شب پهن شده است

با ادامه ی گیسوانی تا غیب

مثل یک بهت

بر چهار چوب در تکیه می کنم

شب ادامه می یابد

/ تا نمی دانم !

مرتبط با: خواندنی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sun پنجشنبه 14 شهریور 1392 10:37 ب.ظ
نظر تو نظر منم هست
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنونم . :)
سعیده پنجشنبه 14 شهریور 1392 03:55 ب.ظ

ممنون
آواز مشرقی پاسخ داد:
:)
Sun پنجشنبه 14 شهریور 1392 06:08 ق.ظ
آوازهای آبی تو بومی نیست...
این جمله شو دوست داشتم.
آواز مشرقی پاسخ داد:
آره . اوج شعرشه به نظر من .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی