تبلیغات
آواز مشرقی - گل های یاس
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : شنبه 13 مهر 1392
نظرات
دوش آن رشته های یاس که بود
خفته بر سینه ی دل انگیزت
راست گفتی که آرزوی من است
که چنان گشته گردن آویزت .

با چه لبخند های ناز آلود
با چه شیرین نگاهِ شورانگیز
باز کردی ز گردن و دادی
به من آن یاس های عطر آمیز .

بوسه دادم بسی به یاد تواش
دلم از دست رفت و مست شدم
آن چنانش به شوق بوییدن
که به بوی خوشش ز دست شدم .

دوش تا وقت بامداد مرا
گل ِ تو در کنارِ بالین بود
در برِ من بخفت و عطر افشاند
بسترم تا به صبح مشکین بود .

به شگفت آمدم که این همه بوی
ز گلی این چنین عجب باشد
حیرتم زد که رازِ این گل چیست
که چنینم از آن طرب باشد .

آه ، دانستم ای شکوفه ی ناز !
رازِ این بوی مستی آمیزت
کاندر آن رشته بود پیچیده
تاری از گیسوی دلاویزت .

ه . ا . سایه



مرتبط با: خواندنی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sun چهارشنبه 17 مهر 1392 04:08 ب.ظ
فرصت ندارم شعر بخونم!!!
فرصتی هم باشه انقدر خسته م که حوصله ندارم!!!
آواز مشرقی پاسخ داد:
برات متاسفم .
انشاءالله که موفق باشی . فرصت زیاده انشاءالله .
شیرین یکشنبه 14 مهر 1392 10:08 ق.ظ
راست گفتی که آرزوی من است...
که چنان گشته گردن اویزت
بسیار عالی بود
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنونم . و بیشتر برای حضورت شیرین جان .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی