تبلیغات
آواز مشرقی - فرار
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392
نظرات
گاهی فرار را برقرار ترجیح می دهی و فقط می دوی . می دوی و حتی نگاهی به دستان پشت سرت نمی کنی و خیال می کنی همه ی دست ها برای محصور کردن تو بالا آمده اند . اما شاید یکی از آن دست ها برای قرارت بالا آمده باشد .
می دوی و نگاه ها را پشت سر می گذاری . می دوی و راه ها را پشت سر می گذاری . می دوی و صداها را پشت سر می گذاری . شاید صدایی برای ماندن تو بالا آمده باشد . همه چیز و همه کس را پشت سر می گذاری و فقط به روبرو می نگری .
هیچ صدایی را نمی شنوی حتی صدای زمین خوردن کسی که به دنبال تو شروع به دویدن کرد تا تو در هیچ کجا تنها نباشی !


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 29 مهر 1392 09:20 ق.ظ
ممنونم آواز جان
آواز مشرقی پاسخ داد:
Sun یکشنبه 28 مهر 1392 12:04 ق.ظ
ملت با وبلاگشون درددل میکنن
آواز مشرقی پاسخ داد:
شیرین پنجشنبه 25 مهر 1392 10:34 ق.ظ
سلام آواز جان. خوبی؟ عزییزم من چطور رمز دریافت کنم ازت؟
آواز مشرقی پاسخ داد:
سلام شیرین جان . اون مطلب رمزدار یه درد و دل کوچیک بود . راستش به هیچ کس رمزندادم . کلا مطالب رمزدار دوست ندارم . ولی اینبار درواقع برای امتحان بود .
ولی اگه بازم مطلب رمزدار گذاشتم بهت میگم . ممنونم .
Sun سه شنبه 23 مهر 1392 10:00 ق.ظ
نگاه جالبی بود
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنونم .
Sun دوشنبه 22 مهر 1392 05:42 ب.ظ
آواز مشرقی پاسخ داد:
اتفاق خاصی افتاده ؟!!!
چیز بدی نوشتم ؟!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی