تبلیغات
آواز مشرقی - پاییز
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : یکشنبه 5 آبان 1392
نظرات
باز هم پاییز از راه رسید . باز هم برگ های درختان رنگ باختند و به زمین ریختند .
درخت کنار جاده هم بوی پاییز را حس کرد . اما برگی نداشت که به پاییز هدیه کند . زمان ززیادی از پاییز او گذشته بود و او همه ی برگ هایش را داده بود . بهاری را هم ندیده بود که باز برگ بر دستانش بنشاند . بهاری که او را در خاک نشاند و به او زندگی داد ، خیلی وقت بود که کوله بار بسته بود و پاییز را مهمان دستان درخت کرده بود . او بوی پاییز را خیلی وقت بود که از خود به جای گذاشته بود .
حال این درخت تنها به امید بهاری که شاید روزی بازگردد در پاییز غرق شده است .


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sun جمعه 10 آبان 1392 11:10 ق.ظ
آخی!
آواز مشرقی پاسخ داد:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی