تبلیغات
آواز مشرقی - من و زندگی (12)
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




خرید ساعت دیواری عینک ویفری
دریافت کد موزیک
هات بانز فروشگاه گیرنده دیجیتال خرید ساعت مچی
 
 
نویسنده : آواز مشرقی
تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392
نظرات
 آپلود عکس , آپلود رایگان

خواستم ساز تو به دست بگیرم و مانند تو آنگونه لبخند بزنم و انگشتانم را به روی ساز تو بکشم .خیال می کردم با این کار راحت تر با من کنار خواهی آمد و بیشتر در کنارم خواهی بود و بیشتر لبخندت را می بینم .
خیال می کردم اینگونه بیشتر مرا خواهی دید و مرا خواهی دید ! خودت دستم را می گیری و یادم خواهی داد چگونه دستانم را روی سیم ها بخوابانم .
ولی نشد . نمی دانم چگونه است که هیچ چیز با من راه نمی آید . هیچ چیز آنگونه که من می خواستم پیش نمی رود . هیچ کس نمی فهمد احساسم را . هیچ کس درک نمی کند نگاهم را ! حتی تو !
لبخندم را جواب نمی دهی و پناه می بری به اتاقت و بدون توجه به نگاهی که خیره به در اتاق مانده ، ساعت هایت را درون آن دخمه می گذرانی . اشک می ریزم . تمام ساعت های سوخته را اشک می ریزم . تمام قدم هایت را درون اتاقت می شمارم و اشک می ریزم . هیچ نمی شنوی . تنها می شوم . غرق در سیاهی می شوم . سیاهی مرا درون خود می سوزاند . هیچ نمی شنوی . فریادهایم را نمی شنوی که در سکوتم حل می شوند .
می خواهم تمام کنم تمام این ها را . فقط صبح ها بیدار شوم و از کنار اتاقت سرد گذر کنم و به کارم برسم و برگردم و نقاشی هایم را بدون احساس خط خطی کنم و هیچ حس نکنم .
به نظرت می توانم ؟


مرتبط با: خط نوشته ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شیرین چهارشنبه 13 فروردین 1393 03:54 ب.ظ
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنون عزیزم !
پسرى از تبار مشرق زمىن یکشنبه 3 فروردین 1393 04:28 ب.ظ
نمىدانم چى بنوىسم که در شأن تو ونوشته تو باشد فقط مىتوانم بگوىىم که زىباوانسان را به ىاد بى معرفتى دنىا. وادم هاش مى اندازه که حتى خودشان هم درک نمىکنند چه برسه به نزدىک ترىن کسشون
آواز مشرقی پاسخ داد:
ممنونم که بهم سر می زنی !
Sun جمعه 16 اسفند 1392 06:51 ق.ظ
باز هم نه!
آواز مشرقی پاسخ داد:
قبول دارم !
من نمی تونم !
Sun سه شنبه 13 اسفند 1392 06:57 ق.ظ
نه!
آواز مشرقی پاسخ داد:
شاید تونستم !!!
ولی نه ! بعید می دونم . مگه اینکه قسمت درک احساس مغزم رو یه جوری خاموش کنم !
دوشنبه 12 اسفند 1392 10:10 ب.ظ
زىبابود ولى گاهى اوقات تنهاىى هم خىلى خوب است که در گوشه اتاق بنشىنىم به کارهاىى که کردىم که باعث تنهاىى خودمون شده بىندىشىم
آواز مشرقی پاسخ داد:
آره ! ولی نه همیشه !
ممنون بابت نظرت و بازدیدت !
ممنون میشم اگه اسمت رو بزنی !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
آوازی تنها از گوشه ای پرواز کرد و سرگردان شد .
سرگردانی را از بادهایی آموخته بود که بوی یاس پیراهن آن غریبه را همراه داشتند .

آواز مشرقی